|
سینوهه نام داستانی به قلم میکا والتاری نویسنده فنلاندی است. این کتاب که مهمترین اثر نویسندهاست، بر اساس وقایع دوران فرعون آخناتون نوشته شدهاست. این کتاب توسط ذبیح الله منصوری
به فارسی ترجمه-تالیف شدهاست. فیلمی نیز بر اساس این کتاب در سال ۱۹۵۴
ساخته شدهاست. اصل داستان سینوهه بسیار قدیمی تر از زمان فرعون اخناتون
است ولیکن نویسنده از منابع بسیار دقیق استفاده نموده و وقایع مربوط به
زمان این فرعون را با داستان بجامانده از سینوهه ترکیب نموده است. این هم قسمتی از مقدمه ی نویسنده که جالب و قابل توجهه: نام
من، نویسنده این کتاب(سینوهه) است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمی
نویسم زیرا از خدایان خسته شده ام.من این کتاب را برای مدح فراعنه نمی
نویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام.من این کتاب را فقط برای خودم می
نویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در
جهان باقی بگذارم. آن قدر در زندگی از فرعون ها و مردم زجز کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید,سیرم. من
این کتاب را فقط برای این مینویسم که خود را راضی کنم و تصورمینمایم که
یگانه نویسنده باشم که بدون هیچ منظور مادی و معنوی کتابی می نویسم.هرچه
تا امروز نوشته شده, یا برای این بوده که به خدایان خوشامد بگویند یا برای
این که انسان را راضی کنند. شما میتونید متن کامل این کتاب رو در این وبلاگ بخونید
فریدا کالو یکی از شاخص ترین نقاشان
سبک سورئالیسم مکزیک است نقاشی که تا اخرین لحظه های زندگیبا وجود وضعیت
بسیار بد جسمی نقاشی کرد و اثار بسیارزیادی از خود باقی گذاشت افسانه
فریدا . فریدامتولد 6 جولای 1907 ذر مکزیک
به دنیا امد . مادرش مکزیکی بود و پدرش متولد المان و یک یهودی مجارستانی
تبار بود. فریدا از همان ابتدا دختر منفاوتی بود حتی لباس پوشیدنش با سایر
خواهرانش متفاوت بود . در جوانی تصادف مرگباری داشت که او را تا مرز نیستی
پیش برد و تا اخر عمر نیز از این مسئله رنج میبرد او بعد از تصادف تا مدتی
حتی نمیتوانست راه برود اما نیروی عجیبیکه در فریدا وجود داشت او را به
زندگی تشویق کرد سپس دوره های خیلی جدی نقاشی اش و
اشنایی نزدیک تر او با دیه گو ریورا که از نقاشان مطرح و نامی مکزیک بود
اغاز شد در ادامه این اشنایی احساسی عاشقانه بین ان دو بوجود امد که منجر
به ازدواجشان شد و رابطه پر فراز و نشیبشان که تا اخر عمر ادامه یافت .
فریدا با توجه به اختلاف سنی زیادی که با ریورا و ظاهر
ناخوشایند او که بسیار چاق بود عاشقش شد شکل این ارتباط تاثیر عمیقی در
روح او و همین طوردر نقاشی هایش به جا گذاشت به این گونه که در یک دوره
بعد از اختلاف با ریورا موهای بلندش را از ته کوتاه کرد که چند اثر برجسته
از ایندوره باقی است . و بعد از ان به نیویورک رفت و
نمایشگاه بزرگی برپا کرد شخصیت فریدا ابعاد گوناگونی داشت از ذهنیت بسیار
قوی اش در برخورد با مسائل تا ظاهر متفاوت او و فعالیت هایمختلف اجتماعی و
سیاسی اش اما از انجا که خودش تمایل داشت و لذت میبرد که
سرگذشتش را همچون نقاشی هایش در پرده ایی از ابهام و رازنگاه دارد ما هرگز
نمیتوانیم تمام حقیقت را درباره او و رابطه اش با ریورا بدانیم روایت های
گوناگون از زندگی اش ان را به افسانه تبدیل کرده. دیگوریورا:علاوه بر این که نقاش بزرگب بود در عرصه اجتماعی و سیاسی فعالیت بسیار داشت برای
مثال :وقتی راکفلر سفارش نقاشی بزرگی را در یکی از ساختمان های خود به او
میدهد به دلیل اینکه این نقاشی ریورا بسیار اجتماعی بوده و مضمونی سیاسی
داشته (کمونیسم در ان زمان)داشته دستور تخریب ان را میدهد که اثر بسیار
بدی بر ریورا میگذارد کارگردان جولی تیمور در سال 2002
فیلم فریددا کالو را ساخت که نقش فریدا رو سالما هایک هنرپیشه مکزیکی که
در سال 1999 به لس انجلس مهاجرت میکند (قبلا در مکزیک به عنوان یک ستاره
یک اپرای مشهور شناخته شده بود) این فیلم اسکار بهترین هنرپیشه را در سال
2003 برای هایک به ارمغان اورد.
در گوشه و کنار و بوسیله ی ابزار بسیاری از جمله هنر سینما و ادبیات مقوله ی چند همسری یا هوو به چشم خورده و به شرح و تفصیل ان پرداخته اند اما.... براستی تاثیر گذاری هر یک تا کجا بوده و تا کجا توانسته به شرح واقعیت بپردازد براستی شوهر آهو خانوم اثر علی محمد افغانی یک اثر بی نظیر در این زمینه است که بخوبی ایران 1320 را و وقایع ان دوران مانند قحطی آداب و رسوم و حتی جنگ جهانی دوم را توصیف و البته به اصل داستان یعنی سید میران سرابی مرد 50 ساله ای که با وجود کسب و کاری خوب همسری فداکار و چهار فرزند سالم عشق جوانی نداشته با حضور یک بیوه زن حوری مانند و شیطان صفت در دلش جوانه میزند و خود و اطرافیان را به راهی غیر قابل بازگشت می کشاند افسوس که می فهمد و نمی کند و آهو این زن فداکار به کمک همسایه ها سعی در باز پس گرفتن سعادت از دست رفته اش دارد و از هیچ چیز حتی تحقیر و کتک خوردن بی سابقه سرد نمی شود و هما این هووی بدجنس که به زیبایی افسانه ای اش سید میران را در دامی نا گسستنی انداخته و به گناهانی واداشته که تا آن زمان سید میران سرابی از انجام دهندگان آن گناهان رو بر میگرداند و تف میزد..این زن مطلقه ی بد نام و بوالهوس و خوش گذران که نه سید میران برایش مهم است و نه خانواده ی او بلکه تنها خواسته به پشتوانه ی پیرمرد عاشق سقفی داشته و خوش بگذراند چه از کودکان ازدواج قبلی خویش نیز چشم میپوشد...... این بود خلاصه ای از این داستان بسیار زیبا و روان نوشته ی علی محمد افغانی در 812 صفحه به قلمی بس شیوا و روان و دلنشین که انسان را با تکرار مکرر سوال بعد چه خواهد شد سر جایش میخکوب می کند.
اوریانا فالاچی در ژوئن سال ۱۹۳۰ در زمان زمامداری موسولینی در فلورانس به دنیا آمد. نه ساله بود که جنگ جهانی دوم شروع شد و پدر او که از موسولینی نفرت داشت، وارد جنبش مقاومت زیرزمینی گردید. اوریانا هم گرچه بعدها نوشت که دوطرف جنگ تفاوت چندانی نداشتند اما به پدر کمک میکرد و تا پایان جنگ تجربههای وحشتناکی را پشت سر گذاشت. هنوز بیست ساله نشده بود که نوشتن در روزنامهها را آغاز نمود و به قول خودش قدرت واژهها را کشف کرد. به خاطر قدرت بیان بالا، درک خاص سیاسی ، جسارت فوق العاده و زیبائی مثال زدنی اش به سرعت از نویسنده ستون کوچکی در یک روزنامه محلی، به خبرنگاری بین المللی که برای تعدادی از معتبرترین نشریات اروپا قلم میزد تبدیل شد. هر جای دنیا که در آن زمان کانون خبری و رسانهای جنگ قدرت بین زورمداران میبود او را به خود جذب می کرد. فالاچی در پی سالها فعالیت حرفهای خود، موفق به دریافت جوایز معتبر بسیاری (از جمله مدال طلای تلاش فرهنگی برلسکونی، جایزه آمبرگنو درو ؛ معتبرترین جایزه شهر میلان ، جایزه آنی تیلور مرکز مطالعات فرهنگ عامه نیویورک و ...) شد. او همچنین یک بار کاندیدای دریافت جایزه نوبل ادبیات گشت.[نیازمند منبع] در ایران نام اوریانا فالاچی در اواخر دهه چهل شمسی (دهه شصت میلادی) با ترجمه آثار وی علیه جنگ ویتنام و حکومتهای دیکتاتوری باقیمانده در اروپا (یونان، اسپانیا و پرتغال) مطرح گردید. وی یک بار در سال ۱۳۵۱ برای مصاحبه با شاه سابق و بار دیگر در سال ۱۳۵۸ برای مصاحبه با آیتالله خمینی و مهندس بازرگان به ایران سفر کرد. این مصاحبهها، آخرین بار در سال ۱۳۸۳ همراه با مصاحبه معمر قذافی، آریل شارون و لخ والسا در ایران منتشر شد. در سالهای دهه شصت اوریانا یک سال در ویتنام و مکزیک زندگی کرد و کتابی با عنوان زندگی، جنگ و دیگر هیچ نوشت که نگاهی است آگاه بر پشت سنگر جنگ، بر اجتماعی که آتش و باروت، از انسان جزمشتی گوشت دریده ازهم و لاشهای خون آلود و کبود، چیزی بر جای نمیگذارد. او این کتاب را در پاسخ خواهر کوچکش که میپرسید "زندگی یعنی چه؟" نوشت. کتاب با نثر خاص اوریانا و بسیار خشن ، گاهی خوشبینانه و گاهی بسیار بدبینانهاست. این کتاب جوایز زیادی را برای او به ارمغان آورد. کتاب مهم دیگرش با نام مصاحبه با تاریخ در سال ۱۹۷۴ به چاپ رسید که مجموعه مصاحبههای او با شخصیتهای بزرگ سیاسی است. تنوع این اشخاص و سبک و جسارت مصاحبه گری او برایش شهرتی فوق العاده به بار آورد. در همین دوران سالهایی را با یک انقلابی یونانی به نام الکساندر پاناگولیس زندگی کرد و پس از کشته شدن وی در سال ۱۹۷۶، کتابی درباره او به نام «یک مرد» نوشت. از کتابهای دیگر او میتوان به پنه لوپه به جنگ میرود ، نامه به کودکی که هرگز زاده نشد که فریادی است از خشم نسبت به آنچه بر سر بشر آمده در عین حال از عشق مادر شدن میگوید. کتاب کوچکی که از نخستین سطر تا انتها سرشار از احساس شادی، ترس، مهربانی، یاس، خشم، امید، افسردگی و اضطراب است. شاید بحث اصلی کتاب سقط جنین باشد اما به طور کلی تمام دیدگاههای موجود در باره زن را توجیه میکند. کتاب دیگر او اگر خورشید بمیرد نام دارد که به مشاهداتش از آمریکا بر میگردد.این کتاب سوگنامه ایست در رثای از دست رفتن خوبیها، یا بهتر بگویم مجموعه سوالاتی است که از خواننده سوال میکند اگر خوبیها بمیرد چه خواهد شد. «اگر خدا بخواهد...» که بیشتر شبیه یک رمان است در سال ۱۹۹۱ چاپ شد. داستان آن در بیروت میگذرد و راجع به جنگهای داخلی لبنان است و نیم نگاهی نیز به جنگ خلیج فارس دارد. در کتاب خشم و غرور که دراکتبر ۲۰۰۲ به چاپ رسید، فالاچی اسلام را هدف قرار میدهد و آن را به کوهستانی تشبیه میکند که ۱۴۰۰ سال است تکان نخورده، با غارهایی در ضلالت بی انتها که هیچ دری به سوی فتوحات تمدن جدید نگشودهاست. او همچنین پیشوایان اسلامی را به مخالفت با مظاهر تمدن متهم مینماید. متن مصاحبه ی فالاچی با امام من قبل از هر چیز ، مرگ مرحوم طالقانی را به شما تسلیت می گویم ان شاء الله موفق باشند . تشکر می کنم از تسلیت ایشان .
امیدوارم حضرت امام به سوالاتی که من می کنم که شاید بعضی ها به ظاهر مسخره بیایید و بعضی ها ناراحت کننده باشد ، ولی امیدوارم با صبر و حوصله ای که من در ایشان می بینم به سادگی جواب بدهند .
حضرت امام خمینی ! ایران در دست شماست و حرف های شما کاملا مورد قبول است و حرفهای شما قانون می شود در این کشور حالت اجرایی پیدا می کند . ایران در دست من نیست در دست ملت است و ملت هم کسی که خدمتگزار باشد و مصالح شان را بخواهد با آزادی مطلق به او روی می آورند آزدی آن آزادی است که مردم روی محبت و عشقشان را روی یک مبادی الهی به بعضی اشخاص که اینها را می شناختند به اینکه الهی هستند روی می آورند و این خود آزادگی است . آن طوری که بیانات تان در قم در گذشته نه نزدیک ، خیلی دور فرمودید : مدرن شدن یک انسان آن است که بتواند آزاد بیندیشد و آزاد تصمیم بگیرد و آزاد انتخاب بکند . پس چگونه است الان در کشور کمونیست ها و سایر اقلیت ها چه سیاسی و چه مذهبی حتی نمی توانند آزادانه اظهار بیان و اندیشه کنند ؟ خانم فالاچی شما اول خیال می کنید بعد علتش را می پریسد ؟ در مملکت ما آزادی اندیشه هست آزادی قلم هست آزادی بیان هست ولی آزادی توطئه و فساد کاری نیست . شما اگر توقع دارید ما بگذاریم بر علیه ما توطئه کنند و مملکت را به هرج و مرج بکشند آیا مقصودتان از آزادی این است ، در هیچ جای دنیا همچون آزادی نیست و اگر آزادی اندیشه است آزادی بیان است همین کمونیست ها و همان اشخاص ( که غیر ما فکر می کنند ) دعوت کردیم که بیایید صحبت کنیم و ما پنج ماه بیشتر بلکه بطور مطلق به اینها آزادی دادیم . اما آنها چه کردند اخیرا مطلع شدیم که با الهام از رژیم سابق با الهام از اجناب و کسانی که می خواهند نهضت ما را به تباهی بکشند صندوق های آرا را آتش زدند با تفنگ و اسلحه آنها را گرفتار کردند . قضایای اطراف کردستان را همان ها پیش آوردند . ما پنج ماه است که فرصت دادیم به آنها تا اینکه به مردم ثابت شد به دنیا ثابت شد به اینکه قضیه ، فضیه ی آزادی بیان نیست بلکه قضیه قضیه ی آزادی توطئه است این آزادی توطئه را هیچ کس نمی تواند به انجام برساند .
دلیل بسته شدن روزنامه ی آیندگان چه بود ؟ روزنامه ی آیندگان همان بود که با دشمن های ما روابط داشت در کار توطئه با صهیونیست ها روابط داشت از آنها الهام می گرفت و بر ضد منافع و مملکت و کشور مطلب می نوشت .
حضرت اما اینهایی که الان دم از مخالفت می زنند عده ای هستند که اکثر شان مبارزه کرده اند و زجر کشیده اند و ضد رژیم گذشته بوده اند ؟ امکان ندارد حتی یکی شان هم نه مبارزه کرده و نه زجر کشیده همه ی آنها از دولت و از رنجهای این ملت استفاده برده اند و بر ضد ملت ما قلمفرسایی کرده اند منظورم گروههای سیاسی مثل حزب توده ، فدائیان ، مجاهدین آنها هم خلاف آزادی شان اگر توطئه گر نباشند حالا عملی هم که بر خلاف آزادی هم نباشد نکرده اند و نشده است . اما اینکه می گوییم آنها رنج کشیده اند و در این انقلاب فعالیت کرده اند معلوم می شود که از اوضاع ما مطلع نیستند منظور من بیشتر روی چپی هاست زمانی که در زندان بودند یا به دست شاه شکنجه شدند در این نهضت ما دخالت نداشتند در نهضت ما هیچ یک از اینها وجود نداشتند بلکه مخالف هم بودند همین چهار تا هم که بر خلاف ما فعالیت می کنند آنها یک مصلک خاصی داشتند که روی مصلک خود هم سفت و سخت ایستاده اند . نهضت ما یک نهضت اسلامی است که چپی ها با آن مخالف هستند مخالفت آنها بیشتر از مخالفتشان با شاه ، با ما بوده و آنها نیز توطئه گر هستند . به نظر من این چپی ها ساختگی هستند ، نه چپی های واقعی بلکه ساخت آمریکا هستند نهضت ما هیچ ارتباطی با چپی ها ندارد و چپی ها هم هیچ خدمتی به نهضت ما نکردند .
( خیلی مهم ) حضرت امام آیا این ملت برای کسب آزادی مبارزه کرده یا اسلام ؟ برای اسلام جنگیدند ، لکن محتوای اسلام همه ی آن معانی است که در عالم به خیال خودشان بوده که می گویند ( دمکراسی ) اسلام همه ی این واقعیتها را دارد و ملت ما هم برای همه ی این واقعیتها جنگیده است و لکن در کل خود اسلام است و اسلام همه ی اینها را دارد .
( خیلی مهم ) حضرت امام یک تعریف ساده از آزادی بیان ارائه کنید ؟ آزادی یک مسئله ای نیست که تعریف داشته باشد . مردم عقیده شان آزاد است . کسی الزامشان نمی کند که شما باید حتما این عقیده را داشته باشید . کسی الزام به شما نمی کند که باید این را انتخاب کنید . کسی الزامتان نمی کند در کجا مسکن داشته باشید ، یا در آنجا چه شغلی انتخاب کنید . آزادی یک چیز واضحی است .
آزادی آیا در حدی برای مردم هست که بتوانند سیتم دولت خودشان را تعیین کنند ، آیا این آزادی هم برای ملت است ؟ به همان ترتیبی که در همه جای دنیا است آنها می توانند وکیل انتخاب کنید وکیل می توانند به حسب آن چیزی که به ملت به او عطا کرده دولت ر تصویب کند یا رد کند ریس جمهور را هم خود مردم تعیین می کنند همه ی اینها بدست خود مردم و خودشان هم می توانند انجام دهند .
از شما قیافه ای سخت ، خشن ، ترسناک ، درست کرده اند آیا این قیافه ای که از شما ساخته اند برای شما رنج آور نیست شما را دیکتاتور جدید ایران می خوانند این شما را ناراحت نمی کند ؟ از یک جهت البته ناراحتی دارد و آن اینکه دشمنهای ما چقدر بر خلاف انسانیت عمل می کنند ما متاسفیم که یک طایفه اینقدر بر خلاف انسانیت و انصاف رفتار می کند از این جهت البته ناراحتی دارد ما به حب تعالیم اسلام برای عیب های که در بشر است باید متاثر باشیم و از جهتی به نظر ما اهمیتی ندارد برای اینکه ما یک راه حقی را می رویم و البته یک راه حقی که مقابل ابر قدرتها ست مقابل با منافع بزرگ یک کشورهایی که می خواهند اینها را بخورند و ببرند . این روزها در روزنامه ها نوشته اند به امر خمینی : پستانهای زنها را بریده و با زنها چه کرده ، البته دشمن است ولی متاسفانه که دشمن اینقدر خلاف انصاف و انسانیت عمل کرده .
( خیلی مهم ) در فاشیسم جنبه ی مردمی و توده ایش قوی است در ایتالیا که ما در آن زندگی می کنیم و در آلمان ، موسولینی و هیتلر به این جور افکار تکیه داشتند و این خطر همیشه هست که توده ی مردم به تدریج نوعی حکومت دیکتاتوری بوجود بیاورند و آن رژیمی که به وجود بیایید کاملا متکی به افکار عمومی است اما در اعمال خودش مانند دیکتاتورها عمل می کند ، آیا شما خطر فاشیسم را در ایران امروز می بینید ؟ هیچ ، ابدا همچو خطری نیست . مادامی که ملت ما به اسلام توجه دارد و تابع اسلام است . و ما می خواهیم حکومت اسلامی را درست کنیم . هیچ خوفی نیست . زیرا توده ی مردم ما مسلمان است . تعلیمات اسلامی همانطوری که در روحانیت است آنها به مردم هم تعلیم کرده اند . و تمام این مسئال اسلامی که بر مبنای عدالت است و بر مبنای آزادی است و برمبنای اختیار مردم می باشد هیچ دیکتاتوری نخواهد بود .
(خیلی مهم ) اگر شاه اموال ملت ایران را پس بدهد شما رهایش می کنید ؟ راجع به خیانتهایش ، اگر چنان چه بخواهد پولها را پس بدهد ، آن مقداری که به ما پس بدهد البته دیگر با او حرفی نیست . اما خیانتهایی که به ملت ما کرده ، آنها را جبران نمی شود کرد و نمی شود ولش کرد . مثلا خیانتهایی به اسلام کرده و مردم را به کشتن دسته جمعی در پانزده خرداد داده و فرمانش را صادر کرده و اینها چیزهای بخشیدنی نیستند اما اگر آنهایی را که در پانزده خرداد به کشتن داد زنده کند دیگر حرفی نیست .
می گویند اینهایی که اعدام شدند همه شان مقصر سیاسی و ساواکی نبوده اند بلکه برخی از اعدام شدگان کسانی بودند که لواط و زنا کرده اند نظر شما در این رابطه چیست ؟ بله درست است اصل مسئله را باید گفت : و آن این است که (( اگر یک بدنی یک انگشتش فاسد بشود چه باید کرد !؟ برای اصلاح آن بدن آیا باید گفت تو باش اینجا فاسد کن بدن را !؟ این انگشت یک مفسد است و باید آنرا برید )) این چیزهایی که شما می دانید و گفتید به فساد می کشد جامعه را ، یک وقت مثل برخی طوایف می گویند که خب مردم آزادند ، آن زن آزاد است زن این باشد او هم تمتعی ببرد خوب چه بهتر ، یک وقت منظور این هست نه ما نمی توانیم این را بپذیریم . سیاستهایی که ما در اسلام داریم و اجرا می شود برای این است که جامعه را پاکسازی کنیم علف های هرزه ای که ضایع می کنند مزرعه ی ما را ، کسانی که جامعه ی ما را به تباهی می کشند ، جوانهای ما را ، دختر های ما را نمی توانیم تحمل کنیم . هر سیاستی که هست باید بشود چه پیش شما خیلی مشکل باشد پذیرشش چه نباشد . بعضی ها مثلا لواط می کنند بیمار هستند فرض کنید یک همچون چیزی را باید اعدامش کنند ؟ این فساد است فساد را باید برداشت تا دیگران اصلاح بشوند این دیگر مسئال فرعی است .
می گویند یک زن هجده ساله که آبستن بوده بعنوان اینکه زنا کرده اعدام کرده اند ؟ دروغ است نمی شود ، نمی شود ، در اسلام نیست این جزء همان هاست که به ما نسبت می دهند .
اما این روزنامه ها بودند که درباره ی آن نوشتند ؟ بی اطلاعم ما چه می دانیم حالا چه شده ، وقتی به محکمه رفته است ، محکمه حکم کرده است . این چادر آیا صحیح است که زنها خود را زیر چادر مخفی می کنند ، این زنها در انقلاب شرکت کردند کشته دادند زندان رفتند مبارزه کردند این چادر در یک رسم از قدیم مانده است حالا دیگر دنیا عوض شده حالا این صحیح است که زنها خود را مخفی کنند ؟ اولا این یک مسئله ی اختیاری است برای آنها ، آنها خودشان اختیار کردند شما چه حقی دارید که اختیار را از دستشان بگیرید ، ما اعلام می کنیم به زنها : که هرکس چادر می خواهد یا هرکس پوشش اسلامی بیایید بیرون ، از سی و پنج میلیون جمعیت سی و سه میلیونش به بیرون می آید . شما چه حقی دارید که جلوی اینها را بگیرید این چه دیکتاتوری است که شما نسبت به زنها دارید ؟ ثانیا ما پوشش خاصی را نمی گوییم برای حدود زنهایی که به سن و سال شما رسیده اند هیچ چیزی نیست . ما زنهای جوانی داریم که وقتی آرایش می کنند و می آیند یک فوج را دنبال خودشان می کشند ، اینها را داریم جلوشان را می گیریم شما هم دلتان نسوزد . ((من دیگر بلند می شوم تا بروم تا شما هم دلتان نسوزد. )) او بعد از اتمام این مصاحبه در خارج از مرزهای ایران در سرزمین امن مادری خویش امام خمینی را بزرگترین دروغگوی تاریخ سیاسی قرن نامید . البته این نظر شخصی آن خبرنگار ایتالیایی بنام اوریانا فالاچی بود . الیته گزاردن این مصاحبه در وب تایید نظ شخصی خانم فالاچی در مورد امام نیست
سلام این وبلاگ شروع مجددش رو در فصلی جدید و قویتر آغاز میکنه...با همکاری دوستانی که مارو یاری خواهند کرد..... نمی خوایم در مورد مردها یا ضد مردی حرفی بزنیم فقط با شما خانوم ها هستیم با شوهر یا مجرد اصلا مهم نیست مهم اینه که چرا زنها خدشون رو پیدا نمی کنن؟؟ چرا همیشه زنها به عاقبتی مثل پیاز داغ کردن یا لباس شستن دچارن؟ چرا خانومها اکثریت دانشگاه میرن ولی کم نخبه و دانشمند زن داریم چرا به لیسانس و مدرک صرف بسنده میکنن بانوان با شما هستم خود را در یابید ...الگوی ما باید زنایی باشن که با ایکه ایرانی و مسلمان بودند خودشان را و ارزش و منزلت زن رو نشون دادن...این رو هم بگیم که هیچ کاری با ارزش تر از تربیت فرزندی سالم نیست...به امید روزی که زنها هم حرفی برای گفتن داشته باشند
تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست عزیزی گفت این اسم فمنیست را از روی خود بردارید چرا که مفهوم گسترده ی آن مبنی بر عقاید بی دینی و غیر اخلاقی است که با آنچه که ما مد نظر داریم تفاوت دارد لذا اسم انجمن فمنیست ها را برداشته و جای آن بیداد را برگزیدیم شاید گسترده تر و نغزتر هم باشد.....اما بیداد.... بیداد از کسانی که مرد ستیزی را با مردگریزی اشتباه میگیرند چرا که مرد ستیزی(از نظر ما) نداشتن علاقه برای زندگی با یک مرد در زیر سقف و نصف کردن زندگی با او و در واقع برای خود زندگی کردن است در حقیقت این تمام هدف این وبلاگ و نویسندگان آن است اما مرد گریزی یعنی فرار از دست مردی که(فقط یک مرد خاص مثلا اصغر)که همسرش(یک خانم خاص مثلا صغری )را اذیت کرده . صغری از اصغر می گریزد درست! اما به کجا به سوی بی مرد بودن یا به سوی مرد بهتر؟؟؟ این همان تفاوت مرد ستیزی یا مرد گریزی است که جایی بسی بحث های طویل را دارد اما من فعلا به همین مقدمه برای توضیح این بخش بسنده کردم باشد که شما دوستان عزیز با نقطه نظرات و داستان هایتان ما را در بهبود سطح کیفی این وبلاگ و ارتقای آن یاری بخشید حتی شما دشمن عزیز
سلام به دوستان خواننده ای که با هر هدفی قدم در این فضای مجازی نهادند ورود محدودیت سنی و جنسی و عقیدتی ندارد... هر چه می خواهد دل تنگت بگو .... بزودی چند دوست عزیز دیگر در نوشتن مطالب مرا همراهی خواهند کرد... دوستانی که تمایل دارند مطالبشان اعم از داستان شعر خاطره و ... با هر هویتی که می خواهند در این وب منتشر شود موقتا از طریق نظرات خصوصی با ما در ارتباط باشند تا ایمیلی در اختیارشان قرار گیرد با تشکر -
|
About![]()
این وبلاگ صرفا جهت بیان نظراتی است عقیدتی در مورد آنچه اعتقاد ماست دارای ظرفیت نامحدود برای شمایی که مثل ما فکر می کنی و نمی کنی- حتی شما دشمن عزیز!!! Archivesشهریور 1388مرداد 1388 آذر 1387 آبان 1387 Authorsبیدادگرطاهره طاهره Links
جنس دوم
مرد ستیزی یا مرد گریزی!!؟؟ |